روابط عمومي به عنوان يك علم، داراي اصول منطقي نظريه، الگو و ... بوده است واز قدرت پيشبيني نتايج و قابليت تكرارپذيري و ظرفيت بسيار بالايي براي سازماندهي روابط اجتماعي و بهبود عملكرد سازماني برخوردار است. با تجهيز علمي و حرفهاي آن ميتوان به قول«اميل دوركيم» نگاه بيمارگونهاي را كه نسبت به روابط عمومي شكل گرفته محو كرد و از آن به عنوان يك الگوي موفق براي توسعه و تحول نام برد.
ما بايد تلاش كنيم با بهرهگيري از امكانات رسانهاي مانند صدا و سيما، گامي هر چند كوچك در ارتقاي اين هنر برداريم. نقش حضور در رسانهها به توسعه و ترويج اين حرفه كمك خواهد كرد چرا كه رسانه در انتقال و نهادينه كردن مفاهيم و ارزشها تأثير شگرفي دارد.
همزمان با توجهات به روابط عمومي، دست اندركاران روابط عمومي كشور از پوسته و لاك محافظتي كه به دور آن پيچيدهاند خارج شدند و با نگرش جديد و فراهم آوردن بستري مناسب به عنوان اهرمي موثر اقدامي عملي در جهت تغيير نگرش نسبت به روابط عمومي را از خود نشان ميدهند.
روابط عمومي، سكوي پرش و جايگاهي براي ارتباطات مستمر و همه جانبهي سازمانها با جامعه و مردم است، در دوراني كه بحث روابط عموميهاي پاسخگو در دولت از اهميت خاصي برخوردار است بايد ويژگيهاي روابط عمومي مطلوب را شناخت. يكي از وظايف اساسي مديريت روابط عمومي كارآمد، مشاورهي مديريت سازمان مربوطه است. ارائهي خدمات مشاورهاي توسط روابط عمومي به مديريت در يك روابط عمومي كارآمد بايد از سطح انعكاس اطلاعات فردي به وسيلهي مدير و روابط عمومي فراتر رود، براي توليد اطلاعات مشاورهاي، سازماندهي مشخص صورت گيرد. در واقع روابط عمومي كارآمد، با تغذيه اطلاعاتي مديران، ضريب واكنش پذيري آنان را در تصميمگيريهاي درون و برون سازماني افزايش داده و به عنوان بازوي مديريت عمل كند.
امروزه روابط عمومي نميتواند بدون استفادهي اصولي از رسانهها از جمله راديو تلويزيون و مطبوعات، وظايف اصلي خود را انجام دهد، زيرا نفوذ در افكار عمومي و هدايت آن بدون كاربرد رسانهها تقريباً محال است.
در يك روابط عمومي كارآمد، افزون بر اينكه از نظر ساختاري، بخش مستقلي از موضوع (ارتباط با رسانهها) را دنبال ميكند، احترام به حرمت حرفهاي كارگزاران رسانهها به عنوان يك اصل، مدنظر بوده و ارتباط با رسانهها بر اساس اعتقاد به نياز متقابل روابط عموميها و رسانهها به همديگر شكل ميگيرد.
درحال حاضر هدف از عمليات روابط عمومي صرفاً انجام چند وظيفهي خاص، نظير توليد و ارسال خبر به رسانهها نصب پلاكارد و پوستر، انتشار بروشور، برگزاري نمايشگاه و ... نيست بلكه هدف عمده، تاثيرگذاري بر روند تصميمات در درون سازمان و حتي برون از سازمان و سهيم شدن در جريان تصميمسازي سازمان هاست.
ما معتقديم الگوي ارتباطات مشاركت آميز، محور ارتباطات روابط عمومي و مردم قرار گيرد؛ در اين الگو ضرورت مشاركت و هم انديشي مديران و مسئولان روابط عموميها در تصميمات و برنامهريزيها مورد توجه قرار گيرد.
آثار و مزاياي مشاركت در روابط عمومي ها
اعتقاد به مشاركت روابط عموميها در امور مربوط به خود اساسيترين مسئله در طراحي و ايجاد مدل عالي مشاركت است كه تأثير زيادي در راهبرد سازي و ايجاد فرصتهاي برابر براي استفاده از امكانات بالقوه و بالفعل دارد. به همين سياق ميتوان گفت سازماني ميتواند به تحقق اهداف مورد نظر خوشبين باشد كه توانسته باشد در مرتبهي نخست از نظر هدف، با واحدهاي تخصصي يك نوع هم سويي پيدا كرده و در ثاني منابع انساني موردنظر را در جهت طراحي مدل عالي مشاركت لحاظ و سهيم كرده باشد. چرا كه فلسفه و علت وجودي سازمان، همان ضرورتها و اهدافي است كه به خاطر آن سازمان تاسيس شده است و اگر از روي قصد و اراده آن را وا نهد، بالطبع علت وجودي خود را از دست خواهد داد. به عبارت ديگر بايد فعاليت و حركت سازمان، منطبق بر علت وجودي و فلسفهي ايجاد و تشكيل آن باشد زيرا بدون رعايت چنين اصولي مشاركت كارگزاران روابط عمومي در تدوين و اجراي برنامهها فاقد معني و هدف خواهد بود و علت وجودي خود را به دليل فراموشي وغفلت و ناديده گرفتن پتانسيلها و تواناييهاي ديگران از دست خواهد داد. از اين رو نميتوان در تحقق اهداف سازماني و اجتماعي نقش روابط عمومي را ناديده گرفت و بدون در نظر گرفتن تاثير مشاركت روابط عموميها، به برنامهريزي روي آورد. سازمان، زماني ميتواند از علت وجودي خود پاسداري نمايد و يا به تحقق اهداف خود بيانديشد كه روابط عموميها در تصميمات و اقدام هاي سرنوشت ساز مشاركت داشته باشند.
مشاركت روابط عموميها در برنامهريزيهاي كلان توسعه از چهار جهت حائز اهميت است:
1- به عنوان يك حق انساني
2- به عنوان يك هدف حرفهاي اجتماعي و سازماني
3- به عنوان يك هدف ارزشي و اخلاقي
4- وسيلهاي براي جلب مشاركت
ناگفته پيدا است در سازمانهايي كه مديران آن هيچگونه علاقهاي به امر مشاركت نشان نميدهند و نقادي، كنجكاوي و نوآوري را محكوم ميكنند، بحث از نهادينه كردن حركتهاي روشنگرانه و رقابت اميز معنيدار نيست. چراكه اگر قرار باشد مشاركت، نهادينه شود در واقع بايد در درجهي نخست، بستر مناسب تفكر خوديابي و تعيين جايگاه خود به مثابه هستهي اوليهي اين حركت فراهم گردد و روابط عمومي حوزهي ستادي و استانها به عنوان بخشي از مجموعهي تخصصي جامعه و سازمان خواهان بيشترين تماس و دخالت در امور مربوط به سازمان خود ميباشند. پيش نيازهاي مشاركت در صورت تامين منافع فوايد بسياري براي مديران و هم براي كاركنان در بر دارد البته اگر در مشاركت افراط و تفريط پيش بيايد احتمال دارد هم در رضايت شغلي و هم در انجام كار، نابساماني ايجاد شود.